هفته پیش تولد الیور کان بود برای همین:
او تنها فوتبالیستی است كه ژاپنیها به عنوان آخرین سامورایی برایش جشن گرفتند. «توماس هوتلاین»نویسنده اشپیگل در مطلبی درباره كان دروازهبان تیم ملی آلمان و «بایرن مونیخ» مینویسد: او بهخطمشی گذشته خود بازگشته است. او در ادامه مینویسد: خودخواهانی كه از «بایرن مونیخ» متنفرند،باید هم به یك روز بهاری مونیخ حسادت كنند.
روزی كه پس از آخرین برف زمستانی، شاهد رقص چمنهای زرین همراه با موسیقی ملایم و نسیملذتبخش بهاری است، حصار اطراف زمین تمرین، فضای مناسبی را برای یك كلاس فوتبال ایجاد كرده وهجده مرد درحال تمرینات منظم خود به طور پیاپی فریاد میزنند: «الی كان» فقط «الی». اما او فقطصدای ضربه توپ «سپ مایر» یار تمرینیاش را به دروازه میشنود. هفت توپ نقرهای درخشان را ازفاصله پنج متری دروازه دریافت میكند. قامت كان به بلندا و پهنای یك جرثقیل انسان نماست. شش توپرا مهار میكند اما توپ هفتم شكار دروازه میشود و او تنها به همان توپی فكر میكند كه نتوانست مهار كند.
برای دروازهبان «اولیور كان» یك شخصیت هالیوودی ساختهاند: «پهلوانی كه به تنهایی و همیشه آماده بهمیدان میرود و هر كسی را به مبارزه میطلبد». نام نیك او حتی پس از باختش هم شنیده میشود. او دریك برنامه هفت ساعته تبلیغاتی در مكانی سرد و تاریك قرار داشت. كان میبایست در لباس دروازهبانی،یك خیابان در توكیو را در حالی كه پاهای خود را محكم به زمین میكوبید و از دهانش آتش به بیرون زبانهمیكشید طی میكرد. این آگهی تبلغیاتی كه «كانزیلا» نام داشت، تمثیلی بود از «گودزیلا» غول تماشایافسانهای.
ستاره فوتبال نمیخواهد كه نام خود را فقط برروی برچسب شكلاتها یا مارك خمیرریشها ببیند; اوعنوان دیگری میخواهد: «الیور كان» واقعی
ماشین مولد پول
كان یك قرار داد همكاری اقتصادی با «بورگر كینگ» منعقد كرد و بر طبق این قرارداد، یك DVDحاویموسیقی محبوبش به مبلغ 7/99 یورو، یك كلاه كپ سیاه با نام و امضای كان به مبلغ 4/99 یورو و یك جاكلیدی به همراه كارت متصل به آن برای هواداران به مبلغ 1/99 یورو فروخته شد. آیا چنین كسی واقعایك ماشین مولد پول نیست؟
و این است مفهوم همكاری اقتصادی این و كسانی كه با آتش راه میروند (اشاره به گودزیلا). او دروقفهای كه برای استراحت بین آگهی دارد، میگوید: همیشه آرزو داشتم كه بازیگر سینما شوم اما ضرركردم (دچار اشتباه شدم) انسان زمان را بیهوده از دست میدهد. در ادامه آگهی، كان در اتوبانی در توكیوراه میرود و ابتدا پای چپ و سپس پای راستش را محكم به زمین میكوبد. در چنین شرایطی احتمالا بهمبلغی كه به دست میآورد، فكر میكند; یا شاید به نام آوازهاش كه برروی مارك دیگر اجناس حكخواهد شد. شاید هم به ستارههای دیگر; مثل دیوید بكام كه ژیلت او به مبلغ شصت میلیون یورو بههواداران فروخته شد; شصت میلیون یورو
امروزه ستارههای فوتبال پهوانان جهانیاند. در یك آگهی تبلغیاتی كه مربوط به تبلیغ آدیداس است،مردی را نشان میدهد كه به تنهایی كوهی را به دوش میكشد و در تاریكی شب و غرش طوفان سرانجام بهكلبهای میرسد و صورتش نمایان میشود و او كسی نیست جز بوریس بكر كه با فریاد شادمانی میگوید:«الی كان». در ژاپن سرزمینی است كه جمعیت غربیها از كان به عنوان سوپرمن تجلیل میكنند. او آخرینسامورایی است; مبارزی كه حریفی نمییابد ولی بازهم دست از جنگ برنمی دارد. این روزها كان اولینكتاب خود را منتشر كرده است. این كتاب كه شماره یك نام دارد، درباره دانش علمی او در زندگی و كاراست و بیشتر برای كسانی مناسب است كه جزئیات زندگی كان را نمیدانند. در این كتاب كان گفته است:«پول برای من بسیار مهم است». «شماره یك» دانستنیهای زندگی كان است: افسانهای بودن و افسانهایماندن. براستی هدف بعدی كسی كه به عنوان بهترین دروازهبان جهان معرفی شده است، چیست؟
صبح روز شنبه مایر را میبینم كه در جایگاهخود در «بهشت تنیس سپ مایر» نشسته است. اوكه قدیمیترین همبازی تنیس كان است، با نگاهیبه جنگل پشت زمین تنیس میگوید: «دیگرنمیخواهم فوتبال بازی كنم». مایر میافزاید:«شخصیت انسان قابل پیشرفت است». وقتی كه ما در گذشته تا ساعت 5/30 درگیر برنامههایفرهنگی بودیم، روزی نبود كه این مسئله تیتردرشت روزنامهها نباشد.
مایر و كان در سال 1993 در یك دورهآموزشی مجمع ملی با هم آشنا شدند. مایرمیگوید: «كان بسیار رسمی و خشك (با دیسیپلین)است و اصلا حركت موزون ندارد. او همانند فیلیاست در یك دشت». او معتقد است: «كان همیشهبهترینها را با خود دارد و به عبارتی آهنمتحرك است».
كان میگوید: «من حیوان دستآموز نبوده ونیستم، من میخواهم همیشه مورد توجه باشم».
كان در لابی هتل «لیمرهوف» برروی كاناپه لمداده و میگوید: «هشت ساله بودم كه پدر ومادربزرگم مرا به باشگاه دروازهبانی سپ مایرفرستادند. در آن زمان «كارلسروهه» بازیمیكرد». او میگوید: «همیشه میشنیدم كهمیگفتند كان یك استعداد خارقالعاده است».
كان برنده متولد نشده بود اما خیلی زود درزندگی آموخت كه برنده باشد; چون این نكته راآویزه گوشش كرده بود، سخت كار كردن.
او موفقیتاش را بابرنامهریزی شروع كرد واولین الگوی بزرگ او «داگوبرت داك» یكمیلیارد بزرگ از شهر «رانتن هاوزن» است. كاندر سن بلوغ به دلیل داشتن عضلههای قوی زرهمانند ملقب به راكی بود. در اولین سالی كه واردبایرن شد، گاهی این نكته در ذهنش خطورمیكرد كه هیچ چیز همیشگی نیست و در نتیجه بهكالسروهه بازگشت، اما به زودی واژه تكلیف درذهنش درخشیدن گرفت و او را وادار به بازگشتكرد.
هنگامی كه بایرنیها به كارلسروهه آمدند و كانبرروی چمنهای استادیوم در مقابل جمعیتهواداران خود ایستاد و گفت: «من امروز یكحیوان بیارزش نیستم; در گذشته هم نبودهام. ازاین احساس نفرت دارم. من میخواهم همیشهپیروز باشم، همیشه و همیشه. این احساس برایمن فریبنده و مسحور كننده است كه سلطانسوگلیها باشم».
ورنا معشوقه قدیمی
«توماس هوتلاین» در اشپیگل مینویسد: «ایندروازهبان محبوب گاهی به خطمشی قدیمیخود باز میگردد. ما او را گاهی اوقات درشبنشینیهای كان با معشوقهاش ورنا میبینیم كهحاكی از یك دنیای سطحی و عاری از معنویتاست. همنشینی با ورنا، مصرف مشروبات الكلی وكشیدن سیگار خطمشی قدیمی كان را مجددایادآوری میكند. و اینك صدایی در گوش اوستكه نهیب میزند: او برای همیشه بهتریندروازهبان نخواهد ماند و این دوران طلاییكوتاه است».
هوتلاین در ادامه مینویسد: «این كه یكفوتبالیست حرفهای آلمان را شبها در ناكجاآبادها و سیگار به دست ببینیم، این اعتبار ما را زیرسوال میبرد. من نمیدانم چرا «فرانس بكنبایر» مدیر تیم بایرن مونیخ اقدامی انجامنمیدهد. كان باید حواسش را خیلی بیشتر از اینجمع كند، او ظرفیت شهرت را ندارد. ورزشكارسیگاری یعنی چه»
هوتلاین در پایان مینویسد: «من به سردبیراشپیگل گفتم كه این عكس را چاپ نكنید؟ چرا كهاعتبار آلمان زیر سوال میرود».
او جدا شد
ZDF گزارش میدهد سرانجام «آه» همسرسابق كان نیز این سنگربان را گرفت و او ازمعشوقهاش «ورنا» جدا شد این در شرایطی بودكه سال گذشته و در پی رسوایی اخلاقیاشتصمیم گرفت از همسرش جدا شود و در این مدتبا ورنا زندگی میكرد. زندگی جدید الیور برای اوچنان خوشایند نبود; فشار مطبوعات از یك طرفو برخورد مردم با او در كوچه و خیابان از سوییدیگر شرایط را برایش كاملا دشوار كرده بود.همچنین افكار عمومی از تصمیم كان مبنی برطلاق همسرش استقبال نكرد و به این ترتیب اویكشبه، ماسك شیطانی بر چهره زد. وی با اشارهبه جدایی از ورنا گفت: ما هر دو به این نتیجهرسیدیم كه ادامه این رابطه جالب نیست
الیور كان در یك پاراگراف
الیور كان یك اسطوره در فوتبال آلمانمعرفی شده است. اعتماد به نفس بالایی دارد. درزمین بازی از خود شجاعت نشان میدهد وروحیه بسیار بالایی دارد. الیور كان در 15 ماهژوئن سال 1969 در شهر كارلسروهه آلمان بهدنیا آمد. از همان كودكی علاقه خود را به فوتبالنشان داد; تا جایی كه از شش سالگی تا سال1994 در باشگاه فوتبال كارلسروهه بازی كرد وعضو اصلی آنجا بود. همچنین از سال 1994 بهباشگاه معروف بایرن مونیخ رفت. او استعدادخوبی در دروازهبانی داشت و به همین دلیلپلههای ترقی را طی كرد و وارد تیم ملی فوتبالآلمان شد.